العالم - ایران
اندیشکده «چتمهاوس» در این گزارش نوشت: کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای ۲۰۲۶ در تاریخ ۲۲ ماه مه(اول خرداد ۱۴۰۵) بدون اجماع بر سر یک سند نهایی به کار خود پایان داد. این سومین بار پیاپی است که کشورهای عضو برای توافق بر سر ارزیابی اجرای این پیمان و پیشرفت آن، یا تدوین برنامهای برای حمایت و تقویت اجرای آن ناکام ماندهاند. با این حال، این ناکامی متفاوت از موارد قبلی بود.
در سال ۲۰۲۲، تنها روسیه بود که پس از حمله به اوکراین، مانع دستیابی به توافق شد. امسال اما چندین کشور آماده بودند تا روند پیشرفت مذاکرات را متوقف کنند. شکافها حتی میان اعضای «پی۵» یعنی پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز دیده میشد؛ کشورهایی که همگی طبق انپیتی بهعنوان «کشورهای هستهای» شناخته میشوند و تنها کشورهایی هستند که بر پایه این پیمان، مجاز به تملک سلاح هستهای هستند. (سایر کشورهای هستهای عضو این پیمان نیستند.)
اما آنچه در کنفرانس امسال در نیویورک رخ داد، صرفا یک اختلال عامدانه و هدفمند نبود؛ بلکه تازهترین نشانه از تحت فشار بودن نظام منع اشاعه هستهای در محیطی است که روزبهروز ناکارآمدتر میشود.
چه چیزی ناکام ماند و چرا؟
دلیل اصلی ناکامی کنفرانس، جنگ ایران بود. کشورها نتوانستند بر سر گنجاندن بندی در سند نهایی به توافق برسند که به عدم پایبندی ایران به تعهداتش ذیل پیمان منع اشاعه بپردازد و در آن قید شود که «تهران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.» این بند در آخرین پیشنویس سند نهایی، همچنان داخل پرانتز باقی ماند؛ بدین معنا که «اجماعی درباره آن حاصل نشده بود.»
دو هونگ ویت، سفیر دائم ویتنام در سازمان ملل و رئیس این کنفرانس، که مدیریتش بر چنین روند فوقالعاده دشواری شایسته تقدیر بود، ترجیح داد کشورها را بر سر این موضوع وارد یک رویارویی علنی نکند.
ممانعت از مسابقه جدید تسلیحات هستهای
حتی اگر مسئله ایران هم عامل ناکامی کنفرانس نبود، احتمالا موضوع دیگری این نقش را ایفا میکرد. شکافهای دیگری نیز بهوضوح قابل رویت بود. روسیه حذف بخشهایی از متن درباره برنامه تسلیحات هستهای کره شمالی را خواستار شد که اعتراض کره جنوبی را به همراه داشت. افزون بر این، مناقشات بر سر نحوه نگارش مفاد مرتبط با نیروگاه هستهای زاپوریژیا در اوکراین، که همچنان تحت کنترل روسیه است، حلنشده باقی ماند.
رفتهرفته الگویی در حال پدیدار شدن است که در آن کنفرانسهای بازنگری به مجمعی برای اظهار گلایهها و اختلافات منطقهای و دوجانبه تبدیل میشوند. این وضعیت تغییری گستردهتر در نحوه تعامل قدرتهای بزرگ هستهای با نهادهای چندجانبه را بازتاب میدهد. زمانی که قدرتهای بزرگ به این نتیجه برسند که منافع امنیتیشان از طریق اهرمهای دوجانبه بهتر از چهارچوبهای جمعی تامین میشود، حفظ فرآیندهای چندجانبهِ اجماعمحور بسیار دشوار خواهد شد.
عقبگردها در روند خلع سلاح
ناکامی در تصویب سند نهایی، مشکل جدی دیگری را هم مخفی کرد. حتی پیشنویس موجود روی میز مذاکره نیز نسبت به تعهدات پیشین، ضعفهای محسوسی داشت. پیمان کنترل تسلیحات هستهای میان آمریکا و روسیه موسوم به «استارت نو»، در ماه فوریه بدون هیچ جایگزینی منقضی شد. این مسئله دو کشوری که دارنده بزرگترین زرادخانه هستهای جهان هستند را برای نخستین بار در بیش از نیمقرن اخیر، بدون هیچ محدودیت توافقشدهای، رها کرده است.
طرح توسعه توان هستهای چین سرعت گرفته است. آمریکا تهدید کرده که آزمایشهای هستهای را از سر خواهد گرفت و روسیه و چین را هم به انجام آزمایشهای هستهای متهم کرده و فرانسه نیز از گسترش برنامه هستهای خود خبر داده است. در چنین فضایی، پنج قدرت هستهایِ به رسمیت شناختهشده، در نیویورک حاضر و بر آن شدند تا هرگونه اشاره به آغاز مذاکرات خلع سلاح یا حتی دنبال کردن گفتوگوهای فوری در این زمینه را از متن سند حذف کنند!
این کشورها حتی درخواستهای معتدلتر برای شفافیت و پاسخگویی بیشتر از جانب خودشان را نیز از سند نهایی حذف کردند. در نتیجه، پیشنویس نهایی تنها به شکلی مبهم خواستار گفتوگوی سازندهای شد که شاید در آینده راه را برای پیشرفت هموار کند. بسیاری از کشورهای غیرهستهای این موضوع را نشانهای تعبیر خواهند کرد مبنی بر اینکه کشورهای هستهای(پی۵) ورای ممانعت از دستیابی سایر کشورها به سلاح هستهای، دیگر نسبت به نظام انپیتی در مقیاس گسترده، متعهد نیستند.
اگر قدرتهای هستهای به نگرانیهای سایر کشورها توجهی نکنند، تاثیر مشارکت جمعی محدود خواهد بود. توافق اصلی، یعنی چشمپوشی کشورهای غیرهستهای از دستیابی به سلاح هستهای در ازای پیشرفت قدرتهای هستهای در مسیر خلع سلاح، که در قلب پیمان انپیتی قرار دارد، اکنون تحت فشار شدیدی قرار گرفته و نشانههای ترک خوردگی در آن آشکار شده است.
چه چیزی در پیش است؟
کنفرانس بعدی بازنگری انپیتی در سال ۲۰۳۱ برگزار خواهد شد. خطر اصلی این است که طی پنج سال آینده، شرایط بیش از پیش وخیم شود، فشارها برای اشاعه تسلیحات هستهای افزایش یابد و دفاع از سرمایهگذاری سیاسی روی پیمان منع اشاعه به شکلی تصاعدی دشوارتر شود. ارزیابی واقعبینانه از دلایل ناکامی کنفرانس و بررسی راههای متفاوت برای آینده، لازمه جلوگیری از چنین نتیجهای است.
یکی از مهمترین درسها این است که کنفرانسهای بازنگری نمیتوانند مجمع اصلی قضاوت درباره بحرانهای جاری باشند. وقتی کشورها از یک جریان چندجانبه مبتنی بر اجماع درخواست میکنند که در موضوعات جنجالبرانگیز همچون جنگ ایران یا جنگ اوکراین جانب یکی از طرفها را بگیرد، بنبست تقریبا اجتنابناپذیر میشود.
اما راهحل دیگری نیز وجود دارد. در آستانه کنفرانس بازنگری ۱۹۸۵، زرادخانههای هستهای تقریباً به اوج دوران جنگ سرد رسیده بودند، (رژیم)اسرائیل یک راکتور هستهای تحت نظارت در عراق را نابود کرده بود و نگرانیهای جدی درباره اشاعه هستهای در چندین کشور غیرعضو همچون آفریقای جنوبی و برزیل وجود داشت.
در چنین فضای ناامنی، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی اختلافات خود را کنار گذاشتند و به جای استفاده از انپیتی به عنوان سلاح، بر تقویت آن و همکاری برای دستیابی به اجماع تمرکز کردند. هرچند این موضوع به مدتها پیش مربوط میشود، اما یادآوری است مبنی بر اینکه حتی در اوج تنشهای ژئوپلیتیکی نیز، همکاری امکانپذیر است.
اعضای پی۵ باید از طریق «فرآیند پی۵»، مجمع گفتوگوی دیپلماتیک میان قدرتهای هستهای، همکاری با یکدیگر را برای کاهش خطرات هستهای تقویت کنند. این گفتوگوها در سالهای اخیر متوقف شده است، اما همچنان مسیری حیاتی برای پیشرفت در دستیابی به اقدامات اعتمادساز بر سر دکترینهای هستهای، فناوریهای نوین و ارتباطات در زمان بحران به شمار میرود.
اینکه اعضای پی۵ نشان دهند که با حسن نیت وارد گفتوگو میشوند و حفظ پیمان منع اشاعه را ارزشمند میدانند، خود این اقدام سیگنالی ارسال خواهد کرد. میتوان از پذیرش ابتکاراتی در زمینه شفافیت و پاسخگویی که در جریان کنفرانس مطرح شد، به عنوان گام آغازین بهره برد.
کشورهای غیرهستهای متعهد به پیمان نیز باید هماهنگی موثرتری با یکدیگر داشته باشند و فشار دیپلماتیک بر قدرتهای هستهای را فراتر از کنفرانسهای رسمی انپیتی ادامه دهند. فشار دیپلماتیک از جانب بلوکی منسجم و با پشتکار میتواند هزینه سیاسی کارشکنی را افزایش دهد. هرچند این کار به تنهایی رفتار قدرتهای هستهای را تغییر نخواهد داد اما محاسبات را دستخوش تغییر خواهد کرد.
زمان سرنوشتساز پیش رو
کارنامه پیمان منع اشاعه در جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای همچنان از نظر تاریخی قابل تحسین است. تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای بسیار کمتر از آن چیزی است که تحلیلگران دهه ۱۹۶۰ تصور میکردند. این پیمان همچنان مبنای حقوقی و ضابطهمند برای نظام جهانی پادمانها را فراهم میکند؛ نظامی که هم اشاعه را محدود و هم استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را امکانپذیر میکند.
اما پیمانی که نتواند اعتبار نهادی خود را حفظ کند، بدون شک در تامین ثباتی که به منظور محافظت از آن طراحی شده است نیز با مشکل مواجه خواهد شد. سه کنفرانس بازنگری ناکام متوالی، آن هم در شرایطی که مسابقه تسلیحاتی سرعت گرفته، توافقهای کنترل تسلیحات در حال انقضا بوده و فشارهای اشاعه هستهای رو به افزایش است، صرفا یک دردسر مقطعی محسوب نمیشود. پنجره اصلاح مسیر در حال بسته شدن است. کشورها و دولتها تنها پنج سال زمان دارند تا نشان دهند که درک میکنند چه چیزهایی روی میز قمار است.